ايرج افشار

290

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

سيل‌وار از بالاى گردنه حمله‌كنان به اراضى هموار سرازير مىشوند و هلاكت و هزيمت را بر سر مشتى افغان بىسروسامان كه بر مركب فرار سوارند مىريزند . تصميم كردم ناهار را در همين آبادى صرف كنم و صفحه‌اى از صفحات تاريخ پرافتخار وطن [ 12 ] گرامى خود را كه يك قرن و نيم استيلاى اخير قاجاريّه غبار مذلّت بر چهرهء آن ريخته از جلو نظر بگذرانم و اندكى با ياد گذشته خاطر را گشايشى فراهم كنم . * * * بعد از حركت طهماسب قلى خان افشار يعنى نادرشاه از مشهد به طرف اصفهان در ماه صفر 1142 اشرف افغان به عجله براى جلوگيرى او تهيهء سپاهيانى ديده خود را به حدود دامغان رسانيد و در آبادى مهماندوست با سپاه نادر روبه‌رو شد . قشون نادر با آن‌كه از جهت عدد برابر با نصف لشكريان افغان هم نبودند در سايهء مهارت و تجارب سردار قابل خود از صبح تا ظهر به كشتار افاغنه پرداختند و نزديك ظهر اشرف و سرداران ديگر افغان راه طهران را پيش گرفته دو روزه خود را به اين شهر رساندند و در آنجا هم تاب مقاومت در خود نديده به اصفهان گريختند و راه پايتخت صفوى را براى نادر صاف و بلامانع گذاشتند . نادر بعد از فتح مهماندوست شاه طهماسب صفوى را در دامغان رها كرده خود به عجله عزيمت اصفهان كرد تا به كلى دست شرّ افاغنه را از ايران كوتاه كند و پايتخت و مملكت را بعد از ده دوازده سال زحمت و ذلّت نجات بخشد . مردم در هر منزل موكب منوّرخان افشار را به جان و دل استقبال مىكردند و داوطلبانه براى دفاع تاج و تخت ايران در مقابل بيگانه به اردوى او مىپيوستند . قدرت و قوّت نادرى روزبه‌روز افزايش مىيافت و سردار فاتح همه‌جا پيش مىآمد تا به جلگهء مورچه‌خوار رسيد . اشرف افغان به زور پول و با تهديد و اذيّت جماعتى را از اصفهان برداشته براى دفاع سلطنت و حفظ پايتخت به مورچه‌خوار آمد و به حفر يك رشته خندق [ 13 ] و ساختن استحكامات امر داده به كمك توپچيان و صاحب‌منصبانى كه